به من بگو چرا؟

۴ مطلب در بهمن ۱۳۸۹ ثبت شده است

واژه ای در قفس است

یاران من!

با شما سخنی دارم!

سخن من از اهل فسق و فجور "نیست"

سخن من از فرهیختگانی است که داعیه روشن ضمیری دارند.

سخن از آنانی "نیست" که اسلام آورده اند اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند!

سخن از آنانی است که پرده حیا را دریده اند و به جنگ با انسانیت انسان آمده اند.

سخن این "نیست" که دیکتاتور مآبانه پی آزادی میگردند!

سخن این است که چگونه افرادی که هنوز در اسارت تعصبات کورکورانه هستند می خواهند آزادی ما را تامین کنند؟!

سخن این "نیست" که [فقط] برای رسیدن به قدرت از آزادی دم می زنند!

سخن این است که اینان خود در اسارت اند.

دلخوش اند که سنگ آزادی را به سینه میزنند.

واژه ای که در قفس پی معنای حقیقی خود است!

قفسی که انسان برای خود ساخته است.

انسانی که اصالت خود را حیوانیت میداند.

حیوانیتی که در بند شیطان است.

این همان زندان است!

تو آزادی را برای جسمت می خواهی و من برای جان

آزادی تو زندان روح و فطرت من است.

کنج فراقتی، خارج از قفس، در حین پرواز، به دروغ آزادی پی بردم. وقتی که دیدم بندی نازک و لطیف تو را به هر کجا که می خواهد می کشد!

دلخوشی به پرواز و هوایی آرام و لبخند بیگانگان و شعار های زیبایی که بر زبان تو جاری است. اما ریشه اش در دل نیست، در باد است.

۱۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی سواری

ولنتاین!


     ولنتاین روز شهوت است

                   نه     ع...ش...ق !

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی سواری

آمدم که بگویم...

این خانه کوچک

این سنگر

این معبر

این گودی در دل من

در ذهن تو

این رقص اعداد تکراری و خسته کننده صفر و یک

این جملات برهم تکیده شده پر از حرف

در کنج زمان

در پست های من

در نظرات تو

فریاد است

غوغاست...

صدای پرمحبت خدا را میشنوی؟

و حرف زدن آرام علی؟

و خوش زبانی دوستان!؟

... حرف هایتان را می شنوم 

نگاه هایتان را دنبال میکنم

دست هایتان را میبوسم

اشک هایتان را پاک میکنم

و در آغوشم جایتان میدهم

لبخند بزنید!

من به جای شما گریه میکنم...


ـــ خدایا این خانه کوچک را بر من مبارک گردان

ـــ آمین

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی سواری

untitled

از حکایت پرسش های بی جواب خسته ام!

می خواهم حکایتی دیگر برایتان تعریف کنم

گمنام

       بینام!


+ هر چه خواستید نامش را بگذارید.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی سواری