به من بگو چرا؟

۹ مطلب با موضوع «مذهبی :: خاطرات :: عکس» ثبت شده است

سخت دلبسته این ایل و تبارم، چکنم!؟

مدتیه واسه صفحه دسکتاپ کامپیوترم این تصویر رو گذاشتم.

+ به هیچ وجه یادم نمیاد اهواز اینچنین روزهایی رو به خودش دیده باشه. باورتون نمیشه؛ روزهایی که ضریح جدید رو آوردند اهواز از تاریخی‌ترین لحظه‌های زندگی من و بلکه زندگی اهواز بود.
۲۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی سواری

معجزه

اینقد منتظر معجزه نباش/همه فعل و انفعالاتی که در اطرافت میبینی معجزه هستند/ولی اینقدر به دیدنشون عادت کردیم/که خیال برمون داشته باید همین باشه/و غیر از این نمیتونه باشه/یعنی تا بوده همین بوده!/نه عزیز من/ اینطور نیست/.

+ خدا را با خودمون مقایسه میکنیم، فکر میکنیم برای خدا شکافتن رود نیل از افتادن یک برگه درخت سخت تره!
+ عجب حوصله ای دارد خدا! چه نفهمم من!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی سواری

داستان یک عکس

درباره این عکس بگم که من جای پدر و مادر بچه بودم، میذاشتم بره بیرون و در را روش قفل نمیکردم. چون اصلا خوشم نمیاد پسرم تو خونه بزرگ بشه و دوست دارم حداقل نصف روز را تو کوچه بگذرونه یعنی یه چیزی تو مایه های این. خصوصا اینکه از وجنات این طفل و دری که خودش را بش چسبونده برمیاد که هیچ تفریحی در خونه نداره. امیدوارم پدر و مادر این کودک دست از این لجبازی هاشون بردارند و به نصیحتهای برادرانه یک شخصی که اتفاقا بیست سالش هم شده گوش بدن...

+ دقیقا همچین عنوانی را میتونید در کوچه های بغلیمون بخونید.
+ جسارت کردم عنوان این هفته را کمی تغییر دادم که بگم آدم جسوری هستم اصولا:دی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی سواری

28 + 1 + 71

بیست سال مثل برق و باد گذشت و رسما وارد دهه سوم شدم

+ میلاد با سعادت مکتوب به همگی شما مبارک :دی
+ خعلی خوشحالم، بر خلاف دیشب :)
+ تو بهترین هدیه تولد بیست سالگیم را به من دادی اگر ایرادهام را (تا اینجای کاری که با هم بودیمو) بم بگی؛ نظرات فعاله ;)
۲۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی سواری

تست هوش | ماجرای این عکس چیست؟

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی سواری

آگاهی بخشی یا تحمیق افکار عمومی! کدام؟

   مدتی قصد داشتم درباره وضعیت بعضی سایت ها و ایمیلها کمی حرفی بزنم. ولی نمیدانم چرا دیگر دلم به نوشتن این سیاق متنها نمیرود. تا اینکه دو روز پیش ایمیلی برایم ارسال شد به این عنوان "تحریف تاریخ در کتاب تاریخ دوم راهنمایی[1]" متنی که فریاد میزد، دروغ است و سندیت نداره. دیشب ایمیل دیگری برایم ارسال شد که "مطلبی که در ایمیل شما با عنوان تحریف تاریخ مقطع دوم راهنمایی از آن یاد شده، در واقع نوشته طنزی است که  نخستین بار در وبلاگ گامرون..." و این شد که اعصابم شدیدا خورد شد و  چیزی به ارسال کننده گفتم که نباید میگفتم. ناراحتی من فقط بخاطر این ایمیل نبود. موضوع فقط این نیست که بعضی ها دنبال یک نقطه سیاه در دشمنشان هستند و تا اینکه ببینند جایی مطلبی بر علیه نظام نوشته شده بدون نقد و بررسی هوارش میکنه و از کاه کوه میسازند و... چرا که این ایراد گاهی در این طرف هم دیده میشود. بیایید کمی عمیق تر به این موضوع نگاه کنیم.
   میگویم چطور است این صد ایمیل آخری ایمیلم را چک کنید! ایمیل های خبری که عموما یا دروغ، یا تحریفی، یا همراه با تحلیلی های مغرضانه و بی اساس هستند همه بدون استثنا گزینشی و یکجانبه اند و صرفا یک تصویر کریه و چرکین از ایران اسلامی نمایش میدهند. حتی بعضی از این اخبار هرگز واقعی نیستند بلکه آرزوهای خود را به عنوان خبر درج میکنند. و عجیب است که گاهی اتفاقات مثبت را هم سیاه نشان میدهند.
   جالب اینجاست که همه سخنان زیبا، تصاویر زیبا، ابتکارات و ابداعات و هر چیز مثبتی که در این دست سایتها و ایمیل ها نمایش میدهند مربوط به غرب است. و بگونه ای ضایع این مسئله به من و شما القا میکنند که در غرب همه چیز خوب است و در اینجا همه چیز سیاه است. این دیگر آگاهی بخشی نیست بلکه صرفا توهین به شعور ماست.
   نتیجه این یکجانبه نگری های چه خواهد بود؟ دکتر شریعتی در کتاب خودآگاهی استحماری میگوید: "آن چنان مذهبمان را تحقیر کردند, زبانمان, ادبیاتمان, فکرمان, گذشته مان, تاریخمان, و اصلا نژادمان را, و همه چیزمان را چنان تحقیر کردند, و ما را به قدری آدمهای دست دوم حساب کردند که ما نشستیم خودمان, خودمان را مسخره کردیم! و در عوض خودشان را آنقدر برتر و بالاتر و عزیزتر نشان دادند, به ما باوراندند که ما تمام تلاش و دعوت و آرزو و مبارزه مان برای نوکری فرنگ شد تا اینکه ادای آنها را در بیاوریم, شبیه به آنها حرکت کنیم, حرف بزنیم, راه برویم."
   در جایی دیگر میگوید: "نژاد برتر, ملت برتر و حتی آدم برتر برای اینکه قوم و ملت یا آدمی را به زیر مهمیز قدرت و تسلط خودش بکشاند تحقیرش می کند. به قدری مذهبش را, ایمانش را, ادبش را, فکرش را, شخصیت هایش را, گذشته اش را و همه چیزش را تحقیر می کند که او برای اینکه از مسیر تهمت ها و تحقیرهای او, از جاییکه همیشه به وسیله او تحقیر می شود, فرار کند؛ به دامن خود او پناه می برد و خودش را به شکل او در می آورد که دیگر در مسیر تهمت های او نباشد!"
   دقت کرده اید که در این زمان همه خلقیات، لباسها، خوراکیها، خانه ها، افکار، و حتی طرز حرف زدن ما دارد شبیه غربی ها میگردد؟ قبول دارید که ما داریم تبدیل میشویم به کسانی غیر از خودمان!؟ راستی شما بعد از خواندن ایمیلهایی مانند ایمیل "تحریف تاریخ در کتاب تاریخ دوم راهنمایی" احساس حقارت نکردید؟ عصبانی نشدید؟ میدانید این عصبانیت خفته مغز انسان را از کار می اندازد؟


به آرامی...

به آرامی مغز ما را خورد میکنند...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی سواری

جشن های فارغ التحصیلی یا همان خلاص!

جالبه که دانشجویان ما بعد از گرفتن مدرکشون جشنی برگزار میکنند با عنوان جشن فارغ التحصیلی! یا به عبارتی جشن رهایی از یادگیری =آخیش خلاص شدیم از تحصیل اوفففف

+ میگم این بیچاره فردوسی یه چیزی گفته که "چنین گفت پیغمبر راست گوی/زگهواره تا گور دانش بجوی" با من و تو بوده ها. حرف بدی هم نزده بخدا! حدیث پیامبر هم هست. به نظرم خیلی درست هم گفته! ولله!! کلا اصطلاح فارغ التحصیلی چیز کاملا غلطیه که از فرهنگ دانشگاهی ما باید به کل حذف بشه.
+ البته این جشن ها در فرهنگ ما نبوده، این جزو همون روشنفکری های کاملا وارداتیه. از دل اروپا به جهان صادر شده. من موندم چرا هر تیپ و یا فرهنگی که در اونجا هست در ایران مد میشه ولی فرهنگ ها و تیپ های اینجا مد نمیشه!
۱۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی سواری

گل محمدی

دقت کردید تیزترین خارها برای زیباترین و خوشبوترین گل هاست؟ نمونش همین گل محمدی.

+ شما معمولا به خارهای گل توجه میکنید یا زیبایی گل؟
+ گل محمدی عجب ایهامی داره ها (:
+ دیروز برا وبلاگم یک لوگو درست کردم در سطح ال کلاسیکو! اونم ال کلاسیکویی که درش مسی 4تا گل بزنه و کریستین رونالدو 4تا فرصت طلایی خراب کنه و 4تا پنالتی :دی ببینید لوگوی مکتوب رو بعد نظرتون رو دربارش بهم بگید:
ا ینهاش
۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی سواری

زندگی کودکانه

دوس دارم نظرتون رو درباره زندگی کودکانه و خصوصا تصویری زیر بدونم

زندگی کودکانه
+ دیدن تصاویر کودکانه بدجور روح آدم رو جلا میده (:
۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی سواری